وقتی در ارزیابی ریسک مالی عدم تأمین قطعه از “قطعات پرمصرف” صحبت میشود و ملاک «تعداد مصرف مساوی یا بیش از 12» ذکر میشود، باید روشن شود که منظور حجم مصرف است یا تعداد دفعات برداشت (تراکنش).
دو برداشت ممکن وجود دارد:
- میزان مصرف (Quantity Consumed):
منظور تعداد کل واحدهای مصرفشده در یک بازه (مثلاً 12 عدد یا بیشتر در سال).
مثال: اگر یک بلبرینگ خاص در طول سال 20 عدد مصرف شود پرمصرف محسوب میشود، حتی اگر فقط در 3 تراکنش مصرف شده باشد.
- تعداد تراکنش/دفعات خروج (Transactions):
منظور تعداد دفعاتی است که قطعه از انبار خارج شده است، بدون توجه به اینکه هر بار چند عدد بوده.
مثال: اگر همان بلبرینگ در 15 بار مختلف از انبار صادر شود، حتی اگر هر بار 1 عدد بوده باز هم پرمصرف محسوب میشود.
روش معمولتر:
در مدیریت ریسک تأمین قطعات یدکی، معمولاً حجم کل مصرف (Quantity) معیار اصلی است، چون ریسک مالی ناشی از ارزش کل مصرف است نه صرفاً تعداد دفعات برداشت.
اما در برخی روشهای تحلیل لجستیکی (Logistics/Inventory Management)، تعداد تراکنشها هم اهمیت دارد، چون بر چرخش موجودی (Inventory Turnover) و فشار بر زنجیره تأمین اثر میگذارد.